فهرست Khejalat.com Khejalat.com
مکانی برای بحث و گفتگوی سالم در باره کارهای خجالت آور جامعه
 
 پرسشهاي متداولپرسشهاي متداول   جستجوجستجو   ليست اعضاليست اعضا   گروههاي کاربرانگروههاي کاربران   ثبت نامثبت نام 
 مشخصات فرديمشخصات فردي   پيامهاي خصوصيپيامهاي خصوصي   ورودورود 

کروبي و ادعاي توقف اعدام کودکان!!

 
ارسال موضوع جديد   پاسخ دادن به اين موضوع    فهرست Khejalat.com -> عمومی
مشاهده موضوع قبلي :: مشاهده موضوع بعدي  
نويسنده پيام
khejalati
Site Admin


عضو شده در: 03 Oct 2004
پست: 118

پستتاريخ: شنبه May 02, 2009 2:22 am    عنوان: کروبي و ادعاي توقف اعدام کودکان!! پاسخگويي به اين موضوع بهمراه نقل قول

آقای کروبی بارها نشان داده اند که در مواقعی خاص فردی به شدت عصبانی هستند. کسی در باره حق ایشان در اظهار نظر رد مسائل فقهی و حکم مناسب برای جنایتگران در سنهای مختلف نیست. ولی ایشان وقتی اعلامیه ای می دهند که هر کس نداند فکر می کند در این کشور جوخه های اعدام درست کرده اند تا بچه های بی گناه و کودکان را روزانه اعدام کنند باید هم منتظر پاسخ مناسب در رد اعلامیه خود باشند. حالا اگر ایشان یک عمر هم جهاد و مبارزه کرده باشند از طلحه وزبیر که بالاتر نیستند که در رکاب پیغمبر شمشیر زده بودند. آیا این سابقه به ایشان را در برابر هر کاری که امروز می کنند رویین تن می کند؟

واکنش شدید کروبی به گفت وشنودکیهان
بسمالله الرحمن الرحيم

و قل اعوذبك من همزات الشياطين(مومنون، 97 )
آقاي حسين شريعتمداري
مديرمسوول روزنامه كيهان

سلام عليكم

طبق عادت مالوف و سنت مسبوق آن جريده، در روزنامه روز چهارشنبه نهم ارديبهشت ماه 1388 با نگارش دو متن مستقل اما مرتبط،يكي به زبان لودگي و ديگري به زبان امنيتي اينبار عليه اينجانب مهدي كروبي به تهمت و هتك حرمت روي آوردهايد و دوستان و ياران مرا هم بينصيب نساختهايد، بلكه در پردهدري، درهاي تازه گشودهايد و همگان را نه در مقام روزنامه نويس كه در جايگاه يك مقام امنيتي به وابستگي به رژيم صهيونيستي متهم كردهايد. وااسفا كه در جمهوري اسلامي، اين نظام برآمده از خون شهدا، قلم به دست كسي افتاده كه در جايگاه نمايندگي رهبري در معظم ترين موسسه مطبوعاتي حكومتي نهتنها از مشي رهبري پيروي نميكند بلكه با سوءاستفاده از موقعيت شغلي خويش و جايگاهي كه در مقام بهرهمندي از اموال عمومي دارد بنگاه دروغ پراكني راه انداخته و پس از عمري در پوستين خلق افتادن و نقش پراوداي ايراني را بازي كردن و هتك حرمت مراجع عظام تقليد و روشنفكران برجسته ديني و مديران خادم ملت اكنون به سراغ فردي آمده كه هرگز داعي دفاع از خويش نداشته و همواره كوشش كرده آبروي ريخت شده افراد و حق ناحق شده اشخاص را با وساطت و ميانجيگري و ميانداري و ميانه روي و ريش سفيدي به آنان بازگرداند و همواره با اين روش از جمهوري اسلامي و انقلاب اسلامي و راه امام پاسداري كرده است. اكنون اما نوبت به خود من رسيده است كه از عنايات و كنايات كيهان بي بهره نمانم و بدانم كه اين بنگاه دروغ پراكني از تحريف مواضع مهدي كروبي نا اميد شده به توهين روي آورده است. بارها از تحريف كيهان در عبارات و كلمات منسوب به خويش گذشت كردم چراكه تيغ كيهان در دريدن اعتماد مردم به اصلاح طلبان را كندتر از آن ديدم كه نيازي به در افتادن با كيهان باشد اما اكنون كه حد گذرانده ايد و از آن بدتر افزون بر من، يارانم را نيز متهم ساخته ايد چارهاي جز آن نديدم كه با شخص شما يك بار براي هميشه سخن بگويم و حجت تمام كنم تا بدانيد كه اين بار نه با سعيدي سيرجاني كه با مهدي كروبي سخن ميگوييد كه كارنامه نيم قرن مبارزه سياسي او و پدرش و خانوادهاش در راه انقلاب و نظام روشن است. البته ميدانم كه در اين ديار از سعيدي سيرجاني تا دوست حضرتعالي سعيد امامي همه از هر نوع بشر در معرض نيش قلم و قرباني بهتان شما هستند. سخن گفتن از خويش در فرهنگ عرفاني و اخلاقي ايرانيان مذموم است اما اسوه ما امام علي(ع) است كه در زمانه نامرداني ميزيست كه العياذبالله اسلام و ايمان و نماز او را زير سوال بردند و آن امام شرمسار از عصري شد كه در آن او را با معاويه بن ابي سفيان قياس ميكردند. پس به فرياد درآمد و از سابقه خود در اسلام و ياري پيامبر اسلام و جنگاوري در جبهه حق گفت. امروز هم همان روز است كه افرادي چون شما با بي انصافي تمام سوابق فرزندان ايران و ياران امام را زير سوال ميبريد و كسي را ياراي هماوردي با شما نيست كه اگر هست چون شمشيرعلي در نيام و چون زبان آن حضرت در كام است. من اما زبان در كام نميگيرم و از ياد نميبرم جفايي كه شما در حق مراجع محترم تقليد و روشنفكران مسلمان و حتي دگرانديشان كردهايد. كيست كه سابقه و رابطه مرا با برخي از فقها و مجتهدين نداند و از اين واقعيت غافل باشد كه در مرزبندي با آن بزرگان و ترجيح امام عزيز بر آن علما از سابقون بودم؛ اما آيا اين مجوزي است كه بر هتك حرمت ايشان از سوي كيهان سكوت كنم؟ كيست كه فاصله مرا (بهخصوص در سالهاي آغاز تاسيس جمهوري اسلامي) با برخي از روشنفكران ملي و مذهبي نداند و به ياد نياورد كه در ترجيح خط امام بر خطها و جناحهاي ديگر لحظهاي ترديد نداشتم؛ اما آيا اين دليلي است كه بر هتك حيثيت بزرگاني چون مرحوم مهندس بازرگان – كه در تدين او شكي نبود – چشم ببندم؟ آيا مكتب همان امام و ميراث همان اسلام نبايد سبب شود كه اين همه ظلم و جفا را ناديده نگيريم وقتي كه مديران كيهان همسو با تهيه كنندگان برنامه هايي چون هويت به نويسندگان و روشنفكران اين سرزمين چون مرحوم دكتر عبدالحسين زرينكوب و مرحوم دكتر عباس زرياب خويي توهين ميكردند؟ آيا امروز همان كلام اميرمومنان نبايد سرلوحه ما باشد كه اگر مسلماني از خبر تعرض به زني يهودي بميرد، بر او حرجي نيست؟

آقاي شريعتمداري؛

شما بر مبناي كدام دانش فقهي و حوزوي متعرض محتواي اعلاميه من درباره ضرورت اصلاح قانون مجازات افراد زير 18 سال ميشويد؟

شما در كدام مدرسه و مكتب و دانشكده درس فقه و حقوق و علم دين آموخته ايد؟ مساله اعدام افراد زير 18 سال مساله اي فقهي و حقوقي است كه فقها و حقوقدانان بايد درباره آن نظر دهند و البته هر نظري در اين باره ميتواند مورد نقد علمي هم قرار گيرد نه اينكه مايه لودگي و فحاشي بنام طنزپردازي شود. در فقه اسلامي هيچ ترديدي در اصل قصاص نفس در مورد قتل عمد وجود ندارد مگر آنكه صاحبان حق از آن بگذرند. اما بر مبناي همين فقه، كودكان از مجازات اعدام مستثني هستند. تنها بحث و اختلاف نظر درباره افراد كم سن و سال كه در اصطلاح فقهي و حقوقي غيرمكلفين، غيربالغين و يا «صبي» و كودك ناميده ميشوند اختلاف از نظر ميزان سن آنهاست .

اين مطلب مورد اتفاق همه فقهاي اسلام است كه «صبي» يعني كودك در صورت ارتكاب قتل عمد محكوم به قصاص نفس و اعدام نميشود، بلكه «عاقله» يعني خويشاوند و خاندان وي ديه مقتول را ميپردازند. ليكن چون اخبار و احاديث مربوط به اين موضوع هم تعدادشان اندك و هم مضمونشان متفاوت است موجب اختلاف نظر در مفهوم و مصداق كودك و صبي گرديده است كه آيا منظور از صبي و كودك كيست. برخي فقها با استناد به برخي از احاديث گفته اند منظور از آن افراد زير 15 سال است. برخي روايات به ميزان رشد جسمي فرد مورد نظر اشاره و تاكيد نموده اند و نه به مقدار سن او و حتي قيد وجب راجع به قد وي ذكر شده است. در برخي فتواها به نشانه ها و علائمي از رشد جسمي و جنسي فرد مورد نظر اشاره شده است. نظر ديگر اين است كه بلوغ و كمال فرد تابع شرايط اقليمي و آب و هوايي است و سن بلوغ افراد در مناطق حاره و بارده متفاوت است و مصداق صبي و كودك عليالاغلب افراد زير هجده سال است و نه پانزده سال .

براساس اين واقعيت است كه قوه قضائيه كشور ما تحت رياست فقيهي مطلق و مجتهدي كامل نيز بخشنامه هايي را مبني بر منع اعدام افراد زير هجده به قضات فرستاده و اخيرا پيشنويس لايحهاي را دراين باره جهت تصويب تقديم مجلس آماده نموده است و من هم به عنوان يك روحاني نظرم اين است كه در شرايط اقليمي ما كودكان در سنين بالاتر از پانزده سال به بلوغ و رشد همه جانبه ميرسند و مساله آغاز به انجام به اعمال عبادت با مسائل كيفري فرق دارد و لازم است كه قانوني در اين باره تصويب و از اعدام افراد زير هجده سال جلوگيري شود. آيا به نظر شما كيهاننشينان اين ديدگاه امثال بنده و قوه قضائيه ارتباطي به صهيونيسم دارد و آيا شما طرفدار اعدام افراد زير هجده سال هستيد و معتقديد اگر كسي مانند شما فكر نكند از عوامل صهيونيسم است؟! آيا صهيونيستها از اينكه درايران افراد زير 18 سال را اعدام كنند و بتوانند عليه جمهوري اسلامي تبليغ كنند راضي ترند يا اينكه يك روحاني علاقه مند به نظام و يار امام خواستار لغو اين مجازاتها شود؟ مگر خداوند متعال در قران مجيد نفرموده است اگر فردي را بناحق بكشند مانند اين است كه همه انسانها را كشته اند و اگر كسي را از مرگ ناحق نجات دهند مثل اين است كه همه انسانها را نجات دادهاند. ما كي ميخواهيم به اين آيات رحمت الهي عمل نموده و از خشونت دوري كنيم؟ شما چرا و چگونه به خودتان اجازه ميدهيد كه به افراد مومن و مسلمان برچسب نامسلماني و صهيونيسم بزنيد، مگر شما چه كارهايد و چه جايگاهي داريد؟

در گذشته بسياري از مسائل بوده كه واجب يا حرام بوده ولي با تحقيقات جديد و فتواي علما غيرواجب و يا حلال شده است. مثل احكام بئر و كشيدن آب آلوده به نجاست چاه و نيز مانند ماهيهاي خاوياري كه تا انقلاب حرام نبود بعد از انقلاب با فتواي امام و برخي ديگر از مراجع حليت آن اعلام شد ونيز مانند مساله مهم حق راي زنان كه قبل از انقلاب يكي از محورهاي اعتراض علما بود ولي بعد از انقلاب، زنان هم حق راي دادن و هم حق نامزد شدن در انتخابات را پيدا كردند. پس ماهيت متكامل فقه و پويايي آن هرگز با اين بضاعت علمي شما نميتواند مورد ترديد باشد و در واقع دليل بر آشفتگي شما از اين اعلاميه نيست. آنچه علت پرده دري شماست ترس از انتخابات آينده است كه شما در فرآيند اين انتخابات كيهان را به ارگان نامزدي خاص بدل كردهايد و به نام انتشار اخبار دولت به تريبون رئيس دولت تبديل شدهايد و آرزوي تمديد اين دوره را در سر مي پرورانيد و برخلاف مشي رهبري، روزنامه اي كه از اموال عمومي است را به ارگان فردي تبديل كرده ايد و با مشاهده اقبال مردمي در صف مقابل آشفته خاطر مي شويد و چنين بي تابانه عنان از كف ميدهيد و دشنام ميدهيد. شگفتا كه در رژيم شاه اعضاي سابق حزب توده، رستاخيزي و ساواكي ميشدند و به شكنجه و آزار مبارزان انقلابي و زندانيان سياسي مي پرداختند و پس از انقلاب اسلامي برخي افراد كه سابقه وابستگي به گروههاي ضدانقلاب را داشتند لباس مطبوعاتي ميپوشند و با تلون و نفوذ در برخي مطبوعات (كه به بيتالمال متكي هستند) به ياران امام و انقلاب توهين ميكنند. روزي دگرانديشان و روشنفكران، دگر روز چهرههاي ملي و مذهبي، گاهي بزرگان اقوام و مذاهب و مكاتب مسلمان و جايي حتي بيتامام خميني و نوه محترم وي را هتك حرمت ميكنند. بدين ترتيب گويي كيهان به پايگاه ترويج خشونت و تفرقه و فرقهگرايي تبديل شده است .

شما با اين شيوه، ريشه در كدام راه داريد؟ آيا راه امام و رهبري و اسلام رحماني فرسنگها از بيراهه شما دور نيست؟ آيا از آن زنان مومنهاي كه با نگارش اخبار كذب و مقالات دروغ در كيهان حريمشان را شكسته ايد و در برخي پرونده هاي شبه قضايي براي ايشان پاپوش دوخته ايد، حلاليت طلبيده ايد؟ آيا روي ديدار با ارواح طيبه علما و فقهايي كه بدانها توهين كرده ايد را داريد؟

انتخابات رياست جمهوري 22 خرداد 88 آزمون ملي ايرانيان است. هر كس كه بتواند خدمتگزار ملت باشد از حق ثبت نام در اين انتخابات برخوردار است و تاكنون نيز چهار نفر بيشتر اعلام آمادگي نكرده اند. قانون هم وظيفه همه نهادها را روشن كرده است. روزنامه كيهان به عنوان بخشي از بيتالمال بايد طبق قانون تابع سنتي باشد كه اموال عمومي تابع آناند و آن بيطرفي است. چرا كيهان هر روز عليه دو نامزد انتخابات 22 خرداد – كه هر دو يار امام بودهاند – پرده دري ميكند و براي نامزد سوم سينه دراني؟ روزنامه كيهان به چه حقي هر روز عليه مهندس ميرحسين موسوي و اينجانب مقاله و خبر مينويسد و جعل ميكند و تهديد ميكند كه مراجع صلاحيت دار به حسابم ميرسند؟ مگر شما وكيل مدافع آن مراجع يا مامور مخفي آنها هستيد كه اينگونه از عالم غيب خبر ميدهيد؟

آقاي شريعتمداري؛

درست است كه در انتخابات سال 1384 حق خود را پايمال يافتم اما اين شب انتخابات از آن شبها نيست كه هنوز نيمه شب فرا نرسيده و صفحه روزنامه كيهان به ساعت 10 شب نرسيده و صندوق راي جمع نشده و شمرده نشده باشد و شما در تيتر اول روز بعد خبر از رتبه بندي نامزدها بدهيد و نفر اول و دوم و سوم را تعيين كنيد و سوداي سونامي احمدي نژاد سر دهيد. در اين چهارساله كه روزنامه اعتماد ملي را منتشر كرده ام دقيقا ميدانم كه صفحه اول روزنامه چه زمان بسته ميشود و اخبار غيبي چگونه به مديرمسوول ميرسد .

مرا به بي سوادي متهم كرده ايد. نميدانم شما در كدام مدرسه و دانشكده و حوزه درس خوانده ايد. اما از شما با آن آرشيو غني اطلاعاتي و امنيتي در موسسه كيهان (كه در آن ابعاد زندگي همه افراد مورد نظرتان مضبوط است) بعيد است كه ندانيد و نتوانيد پوشه مربوط به اينجانب را بيابيد تا بفهميد كه مهدي كروبي دانش آموخته دانشگاه تهران پيش از انقلاب اسلامي بوده و افتخار كسب اجازات علمي و اجتهادي متعدد از مراجع معظم تقليد و اساتيد كهن سال حوزه علميه قم و تهران را در كارنامه خود دارد. مگر آنكه بگوييد اين مدارك را هم ديده ايد و براي آن اساتيد نيز احترامي قائل نيستيد و اين البته خود عذر بدتر از گناه است كه به مقام امامت امت و رهبري انقلاب اسلامي امام خميني اهانت ميكنيد كه به فرد به زعم شما بيسوادي چون من اين همه احكام متعدد داده اند. ياران مرا نفوذي نام نهادهايد. در ميان ياران من به جز افراد خدوم بسياري از ياران و نزديكان امام عزيز حاضرند. نميدانم شما در عمر خويش اصلا امام را از نزديك ديده ايد يا نه؟

برنامه شما تلاش براي اختلاف افكندن ميان من و يارانم است تا با اتهامات واهي از قبيل اتصاف به صهيونيسم از پيگيري حقوق شهروندان و اصلاح قواعد حكمراني منصرف شويم. اما بدانيد اين اهداف نه انتخاباتي كه ذاتي من در زندگي است و شهادت ميدهم كه هيچ حرفي را نميزنم مگر آنكه بدان از عمق جان باور داشته باشم و هيچ تصميمي را نميگيرم مگر آنكه مشورت كرده باشم. پس بدانيد كه هم ميخوانم و هم مينويسم به خصوص روزنامه كيهان را كه در دوره حضرتعالي كارنامهاي سياه در توهين به نخبگان را از خود بر جاي نهاده است .

آقاي شريعتمداري؛

در پايان به شما تذكر ميدهم و نصيحت ميكنم كه به خود آييد و حد نگه داريد و اجازه دهيد ملت از حق انتخاب خود بدون تلقين و تخريب بهره ببرند .

فاعتبروا يااولوالالباب والسلام علي من اتبع الهدي

مهدي كروبي


مقاله کیهان

"حضرت آقاى کروبي! کجا مى رويد؟!"
ناصر تهرانی
وقتی اولین بیانیه آقای کروبی در موضوع به اصطلاح «احیاء و بسط حقوق شهروندی» را که روز یکشنبه 23/1/88 در رسانه ها منتشر شد دیدم، گمان بردم، ایشان به دلیل مشغله های فراوان در ایام انتخابات، وقت کافی برای دقت در بیانیه ای که احتمالا برایشان تهیه شده را نداشته اند، چرا که در بخشی از بیانیه تاکید شده بود در صورت پیروزی در انتخابات نسبت به «افزایش پهنای باند اینترنت» اقدام خواهند کرد، این تعبیر می تواند گویای آن باشد افراد دیگری بیانیه را تنظیم کرده اند. در هر صورت در آن بیانیه که به امضای آقای کروبی منتشر شد جمله تامل و تعجب برانگیزی وجود داشت: «کاستن از اعدامهای غیرضرور به ویژه درباره کودکان را دنبال خواهم کرد.»
اما (دیروز) هنگامی که روزنامه اعتمادملی را دیدم یقین کردم غفلتی در این خصوص صورت نگرفته است.
تیتر اول روزنامه اعتماد ملی روز سه شنبه 8/2/88 این بود. «کروبی: اعدام کودکان را متوقف کنید.» در کنار انتشار متن بیانیه مجدد آقای کروبی درخصوص لزوم متوقف کردن اعدام کودکان، چندین مصاحبه و مقاله نیز در آن روزنامه در تقبیح اعدامهای غیرضرور خصوصاً اعدام کودکان به چشم می خورد.
گرچه بدیهی است دستگاههای مسئول پاسخ اینگونه اظهارات را خواهند داد و مراجع صلاحیت دار به چنین ادعاها و تهمت هایی رسیدگی خواهند کرد، لیکن از آقای کروبی که سعی می کنند حسب ظاهر، اصول و چهارچوب نظام و مصالح ملی را در بیان دیدگاهها و نظرات خود مراعات و جانب انصاف را در اظهارنظرها نگه دارند، چنین اظهاراتی مایه شگفتی است.
در حالی که دشمنان قسم خورده انقلاب و کشور مترصدند از هر بهانه ای برای حمله تبلیغاتی علیه ایران اسلامی استفاده کرده و هفته ها و ماهها آن را در بوق و کرنا کنند اعلام توقف اعدام کودکان از سوی کسی که خود سالها در این کشور مسئولیت داشته و به تبع مسئولیتش عضو شورای عالی امنیت ملی نیز بوده است چه معنا می دهد؟ در کشور ما، کدام کودکی به جوخه اعدام سپرده شده!! که چنین فریاد «وا اعدامهای» آقای کروبی درآمده است؟ آیا آقایان فکر کرده اند با هر روش و شیوه ولو تهمت، دروغ و افترا به نظام و مسئولان آن باید به قدرت و دولت برسند و به تغییرات ادعایی خود دست بزنند!
آیا همین اتهام آقای کروبی کافی نیست تا مجدداً بنگاهها و غولهای مغرض خبرپراکنی کشورهای معاند که اکثرشان تحت سلطه صهیونیست ها این دشمنان قسم خورده انقلاب هستند از فردا دور جدیدی از حمله به انقلاب و ایران اسلامی تحت عنوان نقض حقوق بشر در ایران با اعدام کودکان را آغاز کنند؟!
آقای کروبی که خود را مطیع و شیفته امام می داند چرا به توصیه های موکد امام عمل نمی کند که بارها تاکید می کردند، نکند اظهارات و بیانات شما به گونه ای باشد که دشمنان قسم خورده این ملت را خوشحال کند؟
حضرت آقای کروبی! خاطرتان هست در موضوع سوال از وزیرخارجه وقت در سال 64 امام طی عتابی به برخی افراد فرمود، کاری که شما کردید اسرائیل نکرده است. «فاین تذهبون!»
اینگونه سخنان آقای کروبی انسان را به یاد سالهای اولیه پس از انقلاب می اندازد که گروهی با جعل و تحریف حقایق و تهمت زدن به دستگاههای نظام، تحت پوشش دفاع از حقوق بشر سعی می کردند خود را مدافع ارزشهای انسانی جلوه داده و آزادی خواه معرفی نمایند.
جناب کروبی! یقیناً شما انتقاداتی به عملکرد دولت دارید و مایلید در صورت پیروز شدن در انتخابات به زعم خود به حل مشکلات کشور بپردازید. لیکن توجه کنید راه و روش انگ، تهمت، دروغ و تخریب نظام، جهت کسب پیروزی جز این نیست که:
«یکی بر سر شاخ بن می برید!»

و این هم متن گفت و شنودی که آقای کروبی را آن همه عصبانی کرده. البته این متن محترمانه نیست. ولی انصافا این متن توهین آمیز تر است یا بیانیه توقف اعئام کودکان کروبی؟

سواد (گفت و شنود)
گفت: آقای کروبی یک بیانیه صادر کرده و در آن خطاب به جمهوری اسلامی ایران نوشته است: اعدام کودکان را متوقف کنید!
گفتم: این «لاطائلات» را چه کسی در دهان «شیخ اصلاحات»! گذاشته است؟! فقط اسرائیل به ایران اسلامی این تهمت ها را می زند.
گفت: حتما همان پیاده نظام های رژیم صهیونیستی که این روزها اطراف کروبی پرسه می زنند این لاطائلات را نوشته اند!
گفتم: مگر شیخ اصلاحات سواد خواندن و نوشتن ندارد که بیانیه اسرائیل را به نام او صادر نکنند؟!
گفت: چه عرض کنم؟ شاید سواد خواندن دارد ولی سواد نوشتن ندارد! یا نوشتن بلد است و خواندن نمی داند یا هر دو را دارد یا هیچکدام را ندارد! یا...
گفتم: قاضی از متهم پرسید سواد داری؟ جواب داد سواد نوشتن دارم ولی سواد خواندن ندارم! قاضی با تعجب یک تکه کاغذ به او داد و گفت چند جمله بنویس و متهم چند خط کج و کوله کشید و به دست قاضی داد. قاضی با تعجب نگاه کرد و ورقه را دست متهم داده و گفت؛ خودت بخوان ببینم چی نوشته ای؟ و متهم جواب داد؛ آقای قاضی! عرض کردم که من فقط سواد نوشتن دارم، سواد خواندن ندارم!
بازگشت به بالاي صفحه
خواندن مشخصات فردي ارسال پيام شخصي ارسال email
نمايش پستها:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ دادن به اين موضوع    فهرست Khejalat.com -> عمومی تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours مي‌باشند
صفحه 1 از 1

 
پرش به:  
شما نمي توانيد در اين بخش موضوع جديد پست كنيد
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
شما نمي توانيد موضوع هاي خودتان را در اين بخش ويرايش كنيد
شما نمي توانيد موضوع هاي خودتان را در اين بخش حذف كنيد
شما نمي توانيد در اين بخش راي دهيد


Powered by phpBB © 2001, 2005 phpBB Group